|
اسطوره موسیقی ایران
|
بعد از مدتها که بنا به دلایل مختلف، از دور بودن چند ماهه از فضای وبلاگهای موسیقی تا جنجالهای دیگر مطلبی آپ نکرده بودم، واجب بود که امروز مطلبی را که در اصل به بهانه دو چیز میباشد در این وبلاگ قرار دهم.
ابتدا اینکه تا به حال، مطمینا اکثر هواداران ابی مطلع شده اند که قرار هست تا در کمتر از چند روز دیگر، ۲۶ نوامبر کنسرت بزرگی توسط آقای صدا ابی به همراه کامران و هومن در سالن بزرگ و افسانه ای گریست وسترن فوروم سابق و ال ای فوروم کنونی که طبق سایت ویکی پدیا ظرفیت چیزی در حدود ۱۸۰۰۰ نفر را برای برگزاری کنسرت دارد و حتی در بعضی از برنامه ها تا ۲۲۰۰۰ نفر نیز بعضی اوقات افزایش گنجایش دارد، برگزار شود.(اگر چه در بعضی از کنسرتها نیز برای جمعیتی مینیموم و ماکزیموم ۱۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نفر این کنسرت را برنامه ریزی میکنند.)
اما در این رابطه حواشی خاصی هم پیرامون کنسرت تکرار نشدنی ابی و کامران و هومن به وجود آمده هست.

از برگزاری چند کنسرت همزمان با کنسرت بزرگ ابی از جمله کنسرت شهره و شهرام صولتی در همان شب اجرای برنامه ابی با کامران و هومن که از ماه ها قبل مشخص بود بگذریم، میرسیم به چند مورد عجیب غریب در این بلبشوی برنامه های ماهواره ای در لوس آنجلس!
از قرار معلوم ابی نازنین و کامران هومن جدا از کنسرت باشکوه خود در ۲۶ همین ماه میلادی، در کنسرتهای لاس وگاس نیز که تقریبا حول و حوش ۱ ماه دیگر برگزار خواهد شد حضور دارند!
ما هم که در این مدت، دیگر از این رقابتهای ناسالم برنامه های لاس وگاس در شبکه های تلویزیونی آگاه هستیم که برای خراب کردن همدیگر چه کارها که نمیکنند.
در چند روز گذشته مواردی را سهوی و یا عمدی از سوی برخی ها مشاهده کردیم که علی الظاهر باید به ضرر ابی و یا کامران هومن باشد(اگر چه بنده معتقدم باز هم ابی عزیز این بار با کامران هومن جوان کارش را خواهد کرد و تمام نقشه های شوم بعضی ها را خراب خواهد کرد)
ابتدا اینکه حمید شبخیر مدیریت شبکه آی تی ان چند روز پیش اشتباها در تبلیغ لاس و گاس نام ابی و کامران هومن را هم به عنوان خوانندگان این گردهمایی اعلام میکند(در حالی که همچنان کنسرت بزرگ و سولوی اول ابی و کامران هومن برگزار نشده هست!) بله شبخیز با این این حرکت غیر حرفه ای خود که البته به نظر میرسید(البته تنها حدس و گمان) سهوی و غیر عمد بوده هست به نوعی اشتباه و گاف بزرگی را مرتکب شد! در این راستا مکابیز مهاجر یکی از مجریان شبکه تپش و خواننده شکست خورده موسیقی پاپ ایران جدا از استفاده و یا عدم استفاده از این اشتباه و گاف شبخیز، در برنامه خود به قصد و با هدف قبلی اعلام میکند که ابی و کامران هومن که در ۲۶ نوامبر کنسرت مشترکی را خواهند داشت در کنسرت لاس و گاس نیز حضور خواهند داشت که به همین خاطر تا حالا توسط کمپانی برگزار کننده دیگر کنسرتهای لاس وگاس از اعلام خواننده های این کنسرت جز اعلام تبلیغ تشریفات لازم، چیزی گفته نشده هست!
مطمینا ما همه در این چند سال با تلویزیون حرفه ای تپش و مدریت آن علیرضا امیر قاسمی آشنا شده ایم که وقتی به قول دوستان خواننده بزرگی با او قرار داد نمیبندد چه گونه همانند مار زخمی شده و در صدد خراب کردن او نیز بر می آید! تا آنجا که در همین شب گذشته در تبلیغ کنسرت شهره و شهرام صولتی به صورت غیر مستقیم اعلام میکند که به کنسرت ابی نروید و به کنسرت تکرار نشدنی و جالب که برای اولین بار توسط دو برادر و خواهر، شهره و شهرام انجام میشود بیایید! چون که ابی در دوبی هم با تپش هست و ...!
این که اشتباه شبخیز بزرگتر بوده هست و یا حرکت زشت امیر قاسمی و مجریانش، مهم نیست. چون که شبخیز هم متاسفانه با وجود تبلیغات و زحمات زیادی که برای کنسرت ۲۶ نوامبر ابی و کامران و هومن میکند در تبلیغات لاس و گاس هم، مستیقیم و غیر مستقیم هر روز در حال اعلام این هست که ابی و کامران و هومن هم در لاس وگاس با ما هستند!
حتی زمانی که در همان روزهای اول و خیلی وقت پیش که اعلام کرد: زودتر این کنسرت ۲۶ نوامبر ابی با کامران و هومن برگزار نمیشود که ما بتوانیم خواننده های لاس و گاس را هم نام ببریم خیلی راحت و به قول معروف تابلو مشخص کرد که ابی و کامران و هومن هم در لاس وگاس حضور دارند!
اشکال گفتن نام ابی و کامران و هومن در هر دو کنسرت توسط دوستان و دشمنان هم کاملا مشخص هست که بلیطهای لاس و گاس بسیار ارزونتر از کنسرت معظم ال ای فورم ابی و کامران هومن میباشد و لاس وگاس نیز دیگر برای ایرانیان مقیم نه تنها در آمریکا بلکه اروپا و جاهای دیگر شده حاجتی که از اول سال پولهای خود را جمع میکنند تا در روزهای کریسمس در لاس و گاس حضور داشته باشند. ضمن اینکه شاید هم عده ای تصور میکنند که وقتی ابی و کامران هومن در لاس وگاس هم به همراه خواننده های دیگر حضور دارند دیگر چه نیازی هست که کنسرت گران قیمت و بزرگ و تنهایشان را در لوس آنجلس بروند!
فاش کردن این موضوع توسط تپشی ها هم که کاملا مشخص هست که برای چه و با چه حسادت و دردی اعلام میکردند که ابی و کامران و هومن در هر دو کنسرت حضور دارند و حتی اولین برنامه ای نیز که به این کار کثیف خودشون پرداختند آن را چند بار باز پخش و تکرار کردند!
البته من مطمینم با محبوبیتی که ابی در جذب مخاطب دارد و این توانایی و به نوعی به گمان بعضی دوستان ریسکی که در هر دو کنسرت بزرگ و نزدیک به هم حضور می یابد، هر دو کنسرت خودش را طبق معمول سولدات و پر از تماشاچی خواهد کرد و جواب دندان شکنی به مخالفان و دشمنان خودش خواهد داد.(چه کنسرت بزرگ و با شکوه و تکرار نشدنی خود در لوس آنجلس و چه کنسرت مفرح و سرگرم کننده خود در لاس و گاس به همراه سایر خوانندگان)
البته در این زمینه طبق گفته دوستان خبر میرسد که از چند روز پیش طبق آخرین اطلاعات، کنسرت بسیار عظیم ابی در لوس آنجلس به همراه کامران و هومن با استقبال بسیار خوبی رو به رو شده هست و بیش از 9000 بلیط آن نیز به فروش رسیده هست و همچنان نیز تقاضای رزرو بلیط رو به افزایش هست و به قول معروف مسیولین کنسرت از سولدات شدن این برنامه مطلع شدند. و به همین دلیل نام ابی و کامران و هومن و حضور آنان در لاس و گاس را هم اعلام عمومی کردند و علی الظاهر پکیج های لاس و گاس هم در حال اتمام میباشد که این قدرت و محبوبیت ابر مرد موسیقی ایران، ابی نازنین را نشان میدهد.
اما از این مسایل حاشیه ای و موضوع کنسرتها به خصوص لاس و گاس که هر روزه تلویزیون ها همدیگر را بابت این لاس وگاس چه ها که نمیکنند و خدا میداند که چه قدر در جلو و پشت دوربین در حال کوبیدن همدیگر هستند! به بحث آهنگ و ویدیوی جدید ابی به همراه کامران هومن میرسیم.
بله جدید ترین کار ابی و کامران هومن تحت اجرایی مشترک و سه صدایی به بازار آمده هست که در همین ابتدا عرض کنم که بابت ویدیوی بسیار زیبای این کار از کارگردان این ویدیو سیروس کردونی شخصا بسیار تشکر میکنم.

کاری با نام مگه فرشته هم بده با شعری از مریم حیدرزاده و آهنگی از رامین زمانی!
بنده که با شنیدن این کار یاد برخی از کارهای گذشته ابی در این حال و هوا به خصوص ملودی هایی که سیاوش قمیشی برای ابی می ساخت افتادم. بدون شک رامین زمانی با توجه به علاقه ای که به موزیک و کلا موسیقی سیاوش داشته و دارد و بارها نیز آن را اعلام کرده هست در این کار از تجربه های قبلی که سیاوش با توجه به جنس صدای ابی برای او ساخته هست یک جورهایی به نظر الهام و به نوعی کمک گرفته هست.
...حاشیه بی مورد...
اما متاسفانه بعد از بیرون آمدن این کار یک سری از دوستان ابی لاورز اینترنتی بنده گفتند که: در یکی از سایتهای ننگین به اصطلاح ابی لاورز که رو به انزوا کشیده شدند و خراب کاریها و شیطنتها و روسیاییهایشان برای همه ابی لاورزان واقعی مشخص شده هست به خصوص چند تن از کاربران آن، در صدد خراب کردن وجهه ابی میباشند و چه ها که پشت سر او نمیگویند!
ابتدا از دوستانی که(امید و کامی) بنده را در این زمینه و به همراه کامنتهای مسخره عده ای از این به اصطلاح طرفداران را که در آن سایت کذایی که همه شما نامش را بهتر از بنده میدانید و لزومی ندارد که برای این از خدا بیخبرها اسمهایشان را نیز بیاورم مطلع کردند ممنون.
در کامنتهایی که از این بی سوادان برای من فرستاده شد مشاهده کردم که آنها بین خودشان هم درگیری دارند و جز جواب دادن خزعبلات یکدیگر کار دیگری نمیکنند.
ابتدا به چند مورد کوتاه و خنده داری اشاره کنم که شاید برای همه جالب باشد.(اگر چه میدانم چیز نویی به هیچ وجه نیست و ما به این کارهای آدمهای بی خرد متاسفانه عادت کردیم!)
در یکی از این کامنتها که بنده خواندم یکی از اینها نوشته بود:چه اس ام اس بدی بود ایکاش دیگر نمی آمد و دروغ بود بزن پی ام سی داره آهنگ ابی با کامران هومن را میدهد! و چیزهایی دیگر ...
این دوست ما که به نظر بسیار مفسر و کارشناس موسیقی و ترانه می آمد به جای این همه نطق های بی مورد و خنده داری که از خود در کرد بهتر می بود که با خواندن چند کتاب و یا مقاله در صدد نوشتن جمله ای متفاوت و واقعی و البته منطقی از دیدگاه خودش بر می آمد نه اینکه بیاید و هندی ترین و کلیشه ای ترین و تکراری ترین و این روزها ملال آورترین و بی کلاس ترین جمله که بعد از هر فوت و مرگ و هر حادثه به طور کلی واقعه ای ناگوار که برای یکی از بزرگان و یا حتی دوستان پیش می آید و توسط روزنامه گاران و خبرنگاران و یا منتقدین و دیگر اهالی به کار برده میشود را عینا و تقلیدی به نگارش در بیاورد! آن هم در رابطه با موضوعی چون همخوانی ابی با کامران و هومن!
دوستی که این همه به زعم خود کارشناسی کرد ولی به جای هضم این قضیه می نوشت هزم قضیه و سطح بسیار والای سواد و ادعای پوچ خود را به این شکل نشان میداد!
البته این خوبش بود، دوست دیگر که خود را بسیار ابی شناس و خدای ابی لاورزان میدانست نیز، با نامه های کیلومتری خود یک سری خزعبلات مینوشت که عجیب طبق رویت کامنتهای ارسالی دو دوست بزرگوارم برای بنده، در همان جا به او گفتند این چه بچه بازیها و به نوعی ننه من غریبم بازیهایی هست که در میاوری!
آری این دوست ما که به نظر بسیار از خواندن کار جدید و هم صدایی ابی با کامران و هومن به خشم آمده بود و نوشته های خنده داری چون فاجعه و از این حرفها به میان می آورد را تنها باید به یک چیز معرفی کرد...
دوستی که به جای نقد منطقی و منصفانه از ترانه و ملودی، فقط با هزاران بهانه های بنی اسراییلی خنده دار در حال ایراد گرفتن بود.
دوستان عزیز من در بسیاری از وبلاگها به این اهنگ و چرایی آن پرداختند، که بنده نیز اشاره ای هر چند کوتاه لازم هست که در این مورد داشته باشم.
اول اینکه این کار یک کار ۸/۶ و عاشقانه ساده ولی در عین حال قشنگ و آبرومندی بود که در این سراشیبی از مبتذلات و کارهای بسیار سطحی و ضعیفی که از این سبکها به بیرون می آید بسیار خدایی میکند.
اما دوستان کم اطلاع ما که بسیار ادعای ابی شناسی میکنند انگاری یادشان رفته هست که ابی از اولین روزهای کارش چه آهنگهای شاد و به قولی تجاری و عام پسند و یا ۸/۶ را تا به همین الان اجرا میکرده هست و مطمینا این کار اگر از بعضی کارهای خود ابی در این سبک پایینتر باشد از بسیاری از این کارها هم بالاتر خواهد بود.
دوست ما، انتقاد به خواندن ابی با جوانان کرد! عزیزم مگر شما ابی هستید که به جای او تصمیم میگیرید؟! بارها گفتم این سبک و راه و روشی هست، که خواننده بزرگ و محبوب ما همانند بزرگان موسیقی خارجی که به سن ابی و موی سفید و پیشکسوتی او میرسند این کار را انجام میدهند او نیز به همین شکل انتخاب کرده هست تا نام خوبی نیز از آنها در بعدها و به خصوص در بین جوانان این فن و هنر و علاقه مندان به موسیقی باقی بماند.
فقط از دوستان خواهش دارم تا تنها به این چند نام که در تاریخ موسیقی بسیار بزرگ و در بین اهالی تمام دنیا به عنوان بت شناخته میشوند نگاهی کنید:
التون جان/کریس دوبرگ/رولینگ استونز و حتی پاواراتی و خیلیهای دیگر تا راجرز واترز از پینک فلوید و...
تمام این بزرگان با خواننده ای جوان و حتی بسیار ضعیف و شاید از نظر بعضی ها مبتذلی که فکرش را هم نمیکنید برنامه اجرا کردند و یا همصدایی کردند.
التون جان غول موسیقی جهان با امینم رپ خوان برنامه اجرا کرد! و یا با خواننده زن شانیا تو آین. الان حتما انها التون جان را هم نمیشناسند و یا او و موزیک و ترانه هایش را هم قبول ندارند!
کریس دوبرگ که به ایران آمد و با گروه آریان همصدایی کرد و یا با خوانده های عرب و لاتین دیگر(حتی اگر هدفش متفاوت باشد)
رولینگ استونز این گروه جاودانه راک که با کریستین آگوییلرا کار کردند و یا پاوارتی که یادم هست فقط یک کنسرت مشترک با تمام خوانده ها و گروههای موسیقی نه چندان معروف در همین سالهای نزدیک انجام داد، که در تی وی ماهواره هم پخش گردید و یا بسیاری ازخوانندگان بزرگ و جهانی و در تاریخ ثبت شده ی دیگر...
مدونا و خواننده های از این دست را نمی آورم که اینها تهمت اینکه مبتذل میخوانند و ترانه شان زمین تا آسمان متفاوت هست را شامل نشوند!(از جانب بعضی از دوستان)
به قول یکی از بچه ها این علی اصغری بازیها و جواد بازیها را بگذاریم کنار. این ها متاسفانه در زمان گذشته ماندند و دوست دارند ابی خودش را تکرار کند. اینهایی که در ۳۰ و ۴۰ سال پیش که اصلا خودشان آن زمان وجود خارجی نداشتند هستند و هنوز ساده تر بگویم تو کف آن زمانند!
آری ما به هیچ وجه نمیگوییم ابی ساده شود و یا وسواس خود را از دست بدهد و از این جور حرفها که بیاید مبتذل بخواند و با هر کس و ناکسی کار کند که هیچ وقت ابی این کار را نکرده و نخواهد کرد.
ابی با آرشی یک ریمیکس و بازخوانی اجرا کرد که همچنان این کار بگو ای یار بگو از هیت ترین و پر سر و صداترین و محبوبترین کارهای چند سال اخیر و از بهترین ریمیکسها و بازخوانی هاست.(حتی هنوز در بین مخاطب عام یکی از معروفترین و شاید بهترین کار ابی هم در این چند سال اخیر شناخته شده هست!)
آرش اگر بی استعداد بود این همه خارجی ها براش قربون صدقه نمیرفتند و موفق نبود.
جدا از اینها شخصیت خود آرش که جدا از موزیک خاصش، به ابی و پیشکسوتان احترام میگذاشت در وهله اول توانست تحسین ابی را وا دارد و او را برای انجام یک کار جالب ترغیب کند، که همگان هم استعداد و کار زیبای او را با ابی دیدیم.
نوید و امید هم میدانیم که ابی نازنین چه رابطه ای با این دو بچه که از کودکی با ابی و آهنگهای او بزرگ شدند و رفت و آمد خانوادگی بسیاری که داشتند دارد و بهترین کمک را در حق این دو بچه که در سبک خودشون موزیک متفاوت و نویی که تا به حال کمتر نظیرش را در موسیقی ایران داشتیم انجام داد تا به مارکت بیاورند.
اتفاقا کار مشترک ابی و نوید و امید هم از ریمیکس های شنیدنی و محبوبی بوده هست که هنوز بعد از گذشت بیش از یک سال بازخوردهای آن را توسط ویدیوش در شبکه های ماهواره ای و اجرای آن و اشتیاق مردم در کنسرتها و به خصوص بین جوانان میبینیم.
قرار نیست نوید و امید بیایند و یک ابی و داریوشی دیگر شوند که کاملا واضح هست که سبک و استایل و موسیقی متفاوت آنها از زمین تا آسمان با هنرمندان قدیمی ما فرق دارد. اما همین کار ابی با این دو جوان جدا از این که بهترین کار آلبوم این دو برادر بوده و بیشترین سر وصدا و طرفدار را پیدا کرد، میبینیم که سبک این دو جوان که در آمیخته با انواع سبکهای موسیقی غربی و شرقی هست نه تنها ضعیف نیست بلکه نو و بسیار بدیع و در حد و جایگاه امروزی خودش بسیار جالب و پر طرفدار هست.
اما کار آخر با کامران و هومن:
کاری که در بالا اشاره ای کوتاه داشتم، اما بعضی از دوستان که بسیار سنتی و عقب مانده فکر میکنند فکر های منفی و خنده دار زیادی را در سر کرده و یا آنها را ابراز میدارند و همینهایی که میگویند اصلا ریمیکس خوب نیست و یا چرا با جوانان باید کار کرد و از این دست حرفها و اینکه چرا با کامران و هومن!
اول اینکه یادمون نرود که ابی هم زمانی گروهی داشت با شهرام شب پره به نام ابی و شهرام که اگر منصف باشیم میبینیم که کامران هومن هم به نظر من ابی و شهرام زمان هستند. با این تفاوت که حتی شاید محبوبیت و شهرت بیشتری هم از آن زمانی که ابی و شهرام با هم کار میکردند برخوردار میباشند و حتی بعضا کارهای بهتری هم اجرا میکنند تا کاری مثل چیلی پوم! که البته ابی در آن زمان که با شهرام بود هم کارهای ماندگاری اجرا میکرد.(سو تفاهم نشود)(البته کار کامران هومن هم تا حدود زیادی ستودنی هست که در این بازار امروز موسیقی در خارج از کشور، حداقل آنها مبتذل نمیخوانند و یا از ملودی و ترانه فو ق العاده سطح پایین و ضعیف و بعضا خنده دار بهره نمیگیرند)
این دوستان که تهمت میزنند که ابی فردا امکان دارد با چه خواننده های مبتذل و یا ضعیفی کار کند و یا کار کرده هست و به زودی رو میشود میگذریم! که اینها را همه میدانیم که چه افراد معلوم الحالی هستند.
البته احتمالا یکی از ناراحتی های دوستان از هم آوازی ابی با دیگر خوانندگان، به هر حال جدا از مسیله شعر و ترانه و موسیقی من فکر میکنم که شاید، اینها همانطور که بعضی هایشان ادعای خواندن حرفه ای! و حتی اجرای بعضی از آهنگهای بسیار دشوار ابی آن هم در نت بالا و در کمال تعجب فراتر از گامهای ابی میکنند! دیگر خواندن ابی با کامران و هومن و امثالهم مسلما برایشان اصلا قابل هضم نخواهد بود. شاید که حتی خود را بسیار قابل تر از خوانندگان دیگر در هم آوازی با آقای صدا میدانند! همانطور که بعضی هایشان اعلام میکنند شعرهایی که خودشان می سرایند ضعیفترینشان از بهترینهای مریم حیدرزاده بهتر میباشد!
واقعا که!!!...
من مطمینم و هیچ ایرادی هم نمیبینم که در بین جوانان در کنار راستین که به هر حال قرار هست با توجه به سبک انتخابی اش روزی جایگیزین امثال ابی و داریوش شود(باید صبر کرد و دید) حتی خوانندگانی چون شادمهر و منصور هم در صورت کاری حداقل آبرومند و جالب و خوب با ابی همکاری مشترکی داشته باشند که این پتانسیل و استعداد را هم، این دو خواننده جوان که البته بعضی اوقات نا امیدمان میکنند را دارا میباشند که ابی میتواند در این راه نیز به این دو خواننده کمک زیادی بکند.(مخصوصا که همچون با کامران و هومن اگر قرار باشد کنسرت باشکوه و بزرگی را مشترک انجام بدهند نه برای کنسرتهای کوچک و یا تفننی. کما اینکه ابی نیز در زمانهای مختلف این دو جوان را تایید کرده هست)
اما از این مسایل که دوستان بی رحمانه که من میگذارم اسمهایشان را ابی نشناسها و نفوذی دشمن! که به ابی تهمت زدند بگذریم که خیلی از مسایل را نادیده گرفته و تنها مزخرف میگویند!
کسانی که حتی توجه نمیکنند همانطور که دوستان گفته اند این کارهای مشترک ابی با جوانان در هیچ کدام از آلبومهای رسمی خود ابی وجود ندارد و تنها در آلبومهای خواننده ای مثل آرش و یا نوید امید و یا کامران هومن قرار میگیرد(اگر که ابی قصد نداشته باشد روزی اینها را در آلبومی مختص ریمیکس کارهای خود قرار دهد که آن هم مطمینا دو کار با آرش و نوید و امید را باز هم احتمالا در این آلبوم احتمالی هم قرار نخواهد داد)
آری، کار قشنگ ابی با کامران و هومن را که تنها شاید برای تبلیغ کنسرت خود و اینکه در اجرای مشترک خود در این برنامه معظم و باشکوه سورپرایزی را برای مردم رو کرده باشند و درست شده هست را نادیده میگیرند!
دیگر معلوم نیست باید به اینها چی گفت به این چند آدم اندک شمار که زیر نام ابی بدترین خیانتها را به او میکنند و منتظر فرصتی هستند تا خود واقعیشان را نشان داده و دیوانه بازیها و حرفهای مزخرف خود را رو کنند.
البته در بین همین دوستان بودند کسانی که میگویند چرا ابی با ترانه سرایان و یا آهنگسازان جوان و داخلی کار کرده و یا اینکه میکند!
تنها چیزی که میتوانم بگویم و همه شما هم با من هم عقیده هستید این هست که، چند تن از این بی سوادان و حسودان که ادعای درک والای موسیقی و ترانه نیز میکنند! و حتی علی الظاهر هم هر از گاهی نیز از خودشان ترانه ای می سرایند! بدیهی هست در این درد و حسادت میباشند که چرا ترانه سرایی از داخل ترانه هایش را ابی بزرگ و یا داریوش و سیاوش و خیلیهای دیگر از خوانندگان بزرگ و کوچک خارج از کشورمان میخوانند اما خودشان که فقط ادعای نوشتن ترانه و یا آهنگسازی و شناخت موزیک دارند کوچکترین توانایی را برای ساختن کاری در حد استاندارد که تنها بتوان بشود روی آن فقط بحث کرد و نقد و نظری داد ندارند چه برسد به اجرا!
درسته اینها که خودشان در عقده و حسادت ساخت ترانه و یا موزیک هستند وقتی میبینند که یک جوانی مخصوصا از داخل با ابی ما و یا خواننده های بزرگ دیگرمان کار میکند، در خودشان آتش میگیرند و اینگونه خشم و نفرت خوشان را نشان میدهند.
اینها دوست دارند که ابی فقط از ایرج جنتی عطایی ترانه ای را اجرا کند و یا از موسیقی بابک بیات و چند نفر دیگر!
بر هیچ کس پوشیده نیست که استاد ایرج جنتی ترانه سرای مورد علاقه خود من که در آخرین پستم مفصل به او پرداختم و یا سایر دوستان اساتید که ابی با آنها کار کرده هست تکرار نشدنی های این عرصه هستند اما آیا ابی هم باید چوب کار کردن متداوم با یک و یا دو هنرمند اون هم از نوع هنرمندان قدیمی را بخورد! یعنی اینکه بگوییم ابی تکرار مکررات شده هست! نه مطمینا به این شکل نیست ابی میداند چه زمانی و در چه کارهایی با استاد بزرگ ترانه ایرج جنتی همکاری کند(همانند آلبوم بعدی) و یا سایر بزرگان دیگر و یا در چه جاهایی از سایر ترانه سرایان و یا هنرمندان دیگر اون هم باز به شکل خوب و آبرومندش استفاده کند(نمونش برای کنسترت فوروم).
آیا کار کردن با مریم حیدرزاده آن هم تنها در یک کار و اون هم کاری که میدانیم در اصل برای چه ساخته شده هست فاجه بوده هست؟! چرا؟ چون که مریم حیدرزاده در ایران زندگی میکند و ترانه سرای داخلی محسوب میشود و اینکه او مطرح ترین و محبوبترین ترانه سرای داخلی می باشد و یا محبوبترین ترانه های مخاطب عام و جوان امروزی در غربت و حتی بعضا در ایران را هم او می سراید که اصلا توسط دوستان دیده نمیشود!
با افتخار میگویم خیلی خوشحال هستم که ابی این کار را اجرا کرده هست و خوشحالتر اینکه جدا از تمام این تفاسیر و اهداف خود ابی برای این کار و یا کارهای مشابه برای انجام کاری محبوب جوانان، این کار در زیر ملودی و ترانه حداقل حداقل قابل دفاع و آبرومند و خوب و قشنگ اجرا شده هست نه ترانه و یا ملودی مبتذل و بسیار سطحی و ضعیف و فاقد بحث و به قول معروف بزن بسازیم بریم!
من به هیچ وجه در اینجا قصد دفاع از مریم حیدرزاده را ندارم. برای بعضی از همین دوستان ابی نشناس سو تعبیر و فرصتی برای سو استفاده نشود که من مدافع و طرفدار پرا پاقرص ترانه های مریم حیدرزاده هستم که به هیچ وجه به این شکل نیست.
حتی بهترین کارهای حیدرزاده یک دهم کارهای استاد جنتی عطایی و یا سایر بزرگان این عرصه از نظر من نخواهد رسید. اما بدون شک ابی ما از همه با هوش تر هست که در موسیقی خودش که از گذشته آهنگهای متنوع با شعرهای گوناگون اجرا کرده هست کار با حیدرزاده و امثال او را هم تجربه کند. مخصوصا که جدا از رسالت بزرگ هنرمند محبومان در اجرا کردن کارهای بزرگان این عرصه برای طرفدارانش و دوستداران ترانه و موسیقی نوین و در عین حال برتر، ارتباط او با جوانان، آن هم جوانان امروزی با خواندن کارهای مخاطب پسند و جوان پسند امروزی، البته با انجام کارهای قشنگ و آبرومند هم در سر لوحه خودش قرار داده هست.
اما وقتی دوستی می آید به مریم حیدر زاده ترانه سرای حداقل قابل قبول و پذیرفتنی(اگر بخواهیم خیلی منفی به او نگاه کنیم) در عرصه موسیقی پاپ ایران، میگوید: جلاد ترانه! دیگر ما باید با افرادی با این افکار بسته و کوچک و تیره و تار و با چنین دیدگاه هایی تنگ نظر چه کنیم!؟
اگر حیدرزاده خوش ذوق جلاد ترانه میباشد پس این ترانه های مبتذل و سطحی بسیاری که در لوس آنجلس و حتی ایران میشنویم و میبینیم چه هست؟!
مگر همه قرار هست استاد ایرج جنتی عطایی باشند و راه و روش او را بروند؟ در ضمن اون وقت که موسیقی و عالم ترانه اون هم برای موسیقی پاپ یکنواخت و خسته کننده و کسالت آور و بی روح میشد.
حالا که شما حیدرزاده جوان با کارهای زیبا و بعضا شنیدنی که در حال انجام در درجه اول موسیقی پاپ کشور و برای جوانان و حتی سنین بالاتر با اشعاری ساده تر و قابل فهمتر ولی با حس شاعرانه و کاری واقعا در حد ترانه قابل قبول میباشد را جلاد ترانه میدانید حتما ترانه سرای ساده ترین و سطحی ترین شعرهای خواننده های جوان لوس آنجلسی مثل بابک روزبه را که دیگر کافر ترانه و جملاتی از این دست فیلسوفانه میدانید!(حالا ترانه سراهای دیگر که این روزه در ایران و خارج، انواع و اقسام ترانه های بی محتوا و بسیار بسیار مضحک میسرایند را نمیگویم و بماند)
راستی جایگاه شما در ترانه سرایی کجاست؟! که جز ترانه سرایان بزرگ قدیمی که به نظرم شعرهایشان فراتر از ترانه میباشد و البته بعضی از آنها نیز متاسفانه(البته بعضی) در حال تکرار خود و حتی به قول استاد ایرج پایننتر از حد گذشته خود میباشند و با مخاطب عام هم که قربونش برویم برقرای ازتباطشان کمتر و کمتر میشود را قبول ندارید؟
واضح هست بهتر هست شماها سکوت بفرمایید و به جای نطق دادنهای همیشگی و کارشناسی کردنهایتان از ملودی و ترانه به سرودن یک توپ دارم قل قلیه خود و یا ساخت ملودی آقای راننده بزن بریم تو دنده مشغول باشید.
واقعا آیا بزرگان ترانه و آهنگسازی مملکتمان این قدر از ترانه و ملودی امروز و به خصوص خواننده های بزرگ صحبت میکنند که شما ها(؟) دکان نقد و تحلیل موسیقی و ترانه را، به راه انداخته اید؟!
آیا وضعیت موسیقی ما این همه خراب شده هست که شما ها(؟) باید در آن از ترانه و ملودی ایراد بگیرید و هر روزه درباره آن تفسیر و تحلیل انجام داده و به زعم خود دیدگاه بعضا پوچ و خنده دار شخص خود را نقد! فرض بفرمایید؟
به واقع فقط باید برای حال این افراد البته اندک شمار افسوس و تاسف خورد!
اما دوستان من(حرفم رو به اون افراد اندک شمار نیست، که آنها اصلا این چیزها را مطمینا تا به حال درک نکرده اند)
هیچ وقت نباید این را فراموش کنیم که امتیاز ابی نسبت به خواننده های بزرگ دیگر کشورمان، از همان گذشته همین عدم تکرار خودش و اجرای کارهای مختلف و یا محبوب بسیاری از جوانان علاقه مند به سبکها و یا خواننده های متفاوت و گوناگون دیگر میباشد(البته نه به هر شکلش) که او را از دیگر بزرگان متمایز و برتر و محبوبتر اکثر اقشار میکند.
کاری که ابی از گذشته کرده هست، اما در کمال تعجب انگار که بعضی از دوستان در این مدت خواب بوده اند که برایشان تازگی داشته هست و این گونه با این مساله برخورد میکنند!
اگر چه حیف هست این را هم نگویم که متاسفانه انگاری همانطور که در بالا گفتم به واقع مثل اینکه عده ای از دوستان نمیدانند در چه زمانی زندگی میکنند و خبر ندارند موسیقی ایران و جهان در چه حرکتی قرار گرفته هست که مبتدیانه و ناشیانه که آن هم از کم اطلاعاتی آنها هست در 40 سال گذشته مانده اند و 40 سال از همه عقب میباشند و دوست دارند ابی فقط آهنگهای مثل پوست شیر، خاتون و یا سایه و خاکستری آن زمان را بخواند!
یک مثال سینمایی ساده می آورم. برای دوستانی که به سینما آشنایی داشته باشند میدانند که چه میگویم.
خدایا مطمینم اینها با این افکار پوسیده و سنتی و قدیمیشان تنها به فکر این هم هستند که مثلا مسعود کیمیایی کارگردان نامی سینمای ایران هم بیاید الان همانند 30 یا 40 سال قبل فیلمی چون قیصر و گوزنها بسازد! و یا فرانسیس فورد کاپولا بیاید یک پدر خوانده دیگر را به وجود بیاورد و یا مارتین اسکورسیسی راننده تاکسی دیگری خلق کند!
درسته بدون شک این ها همه شاهکارهایی بودند و هستند که تا ابد و برای همیشه باقی خواهد ماند همانند کارهای ابی همچون پوست شیر و یا خاکستری. ولی به هر حال زمان خودشان را داشتند و روزگار متفاوت الان چیزهای دیگری را طلب میکند. همانطور که مثلا کارگردانی اتفاقا همه فن حریف که همانند ابی در شکلهای مختلف فوق العاده هست مثل مارتین اسکورسیسی، با زمان پیش میرود و بعد از 30 سال فیلم و شاهکار دیگری خلق میکند و اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را هم برنده میشود و متاسفانه کاگردانی مثل فرانسیس فورد کاپولا خالق شاهکار پدر خوانده ها در همان 30 سال قبل خود مانده هست و تمام کارهایش با شکست روبه رو میشود و یا حتی در بین این شکستهایش دنباله شاهکارهای پدر خوانده را هم بعد 10 یا 15 سال میسازد و پدرخوانده3 را هم به نابودی میکشاند و به نوعی خاطره خوب پدرخوانده1 و 2 را نیز خدشه دار میکند! و الان هم دیگر کمتر نام این کارگردان بزرگ دهه 70 را میشنویم! اما اسکورسیسی را میبینیم که هر روز و هر روز اخبار او و فیلمهای جدیدش را همه پی گیر هستند و دنبال میکنند.
درست هست، بدون شک شرایط سینما هم تا حدود زیادی همانند موسیقی میباشد و در کنار مثال قبلی میبینیم که بازیگران بزرگ و تکرار نشدنی در تاریخ چون آل پاچینو و رابرت دنیرو هم، وقتی به سن پیری که رسیدند در چه کارهایی ظاهر میشوند و یا در هر فیلمشان نیز مشاهده میکنیم که درکنار خودشان یک یا چند بازیگر جوان به عنوان مکمل قرار میگیرند.
در آخر خدمت تمام ابی لاورزان واقعی تشکر میکنم و عرض کنم که مطمینم که کار جدید ابی با کامران هومن هم که شاید در کمترین زمان ممکن و به قولی تنها برای این کنسرت ساخته شده بود طبق ۲ کار و ۲ همخوانی گذشته ابی با جوانان به دور از مسایل کمی و کیفی(که مطمینا خیلی هم بالاست) سر و صدا خواهد کرد و حتی با وجود این ویدیو زیبا بسیار بیشتر هم ماندگار خواهد بود(بر خلاف نظر بعضی دوستان که عمر این کار را همانند کار با آرش و نوید و امید کوتاه میدانستند ولی تا به الان این کارها نیز شنیده میشود و جز شرمندگی در این مورد هم چیزی برایشان بیشتر باقی نخواهد ماند!)
یک مورد هم که برای من جالب بود این که: راستی دوستان، بر ترانه شک میکنم گوگوش از شهیار قنبری و این ترانه مگه فرشته هم بده از مریم حیدرزاده که ابی و کامران و هومن آن را اجرا کردند تا حالا دقت و توچهی کردید؟ و مقایسه ای بین آن انجام دادید؟(وقت کردید یک نگاهی بندازید!)

در اینجا هم با اجازه روزبه ضیافتی عزیز بخشی از مطلب زیبای او را در این وبلاگ هم قرار میدهم.
قابل توجه آن دسته از دوستان زیادی روشنفکر و عمیق که همگی متفقل القول از سن 5 سالگی عاشق ابی شده اند :
واقعاً این سوال بعد از آلبوم شب نیلوفری تا همین حالا تمام ذهن مرا به خود مشغول کرده که آیا ابی، ابی است یا شما ابی هستید ؟!
شما اجرای کنسرتهای فوق العاده ماندگار و شکیل دارید یا ابی ؟
شما باید آلبوم اجرا کنید یا ابی ؟
آلبوم شما به فروش میرسد یا ابی ؟
کنسرت شما باید پر بشود یا ابی ؟
کارنامه ی هنری شما باید رنگین و فاخر باشد یا ابی ؟
شما فهم بالای ترانه دارید یا ابی ؟
شما شعور بالای موسیقی دارید یا ابی ؟
تنها شما از راه موسیقی زندگی می کنید یا ابی ؟
شما با توده ی مردم مرتبط هستید یا ابی ؟
شما با بابک بیات ، واروژان ، قمیشی ، زولاند ، آندو، شماعی زاده ، منفردزاده ، اوشال ، جنتی عطائی ، سرفراز ، قنبری ، زاکاریان ، تهرانی ، منصوری ، شیبانی و... کار کردی و آثار ماندگار و تجربه های گران مایه دارید یا ابی ؟
شما مرد اول موسیقی ایران هستید یا ابی ؟
شما 40 سال در وطن و غربت ، شب و روز، گرما و سرما، جنگ و صلح ، آشوب و آرامش ، دوستی و خیانت ، دروغ و حقیقت ؛ با موسیقی خود جنگیده اید و زندگی کرده اید یا ابی ؟
آیا مجموع سنی دو اثر شما به 60 سال میرسد یا ابی ؟
شما نگران آینده و گذشته ی ابی و سابقه ی هنری او می باشید یا ابی ؟
خوب مطمئناً پاسخ صحیح و درست و معقول ابی است نه خودتان !!!
حالا این سوال مطرح است :
انتخاب و تصمیم ابی در مورد موسیقی خودش ، صحیح تر و قابل اطمینان تر است یا شما ؟؟؟
امروز ابی عزیز با فروتنی خاصی تصمیم دارد از جامعه ی هنری موسیقی ایران که در غربت آنهم در نزد جوانان می باشد الگویی برای آینده بسازد . ابی با سهیم شدن در جنبش های هر چند کوچک جوانان و نوپایان موسیقی شخصیتی بزرگ به آنها و مخاطبانشان می بخشد و این به واقع ستودنیست .
تنها در کتابها می خوانیم که قهرمان داستان صادق و فروتن است و خود را برای پایداری آرمانش ایثار می کند اما بسیار خرسندیم که ابی نازنینمان با گذاردن آثاری در سیاه چاله های موسیقی جدید غربت ، دانه های درخت تنومند فردا را می کارد .
باور کنید انرژی حضور ابی در آثار نوپایان موسیقی تبدیل به انقلاب فکری خواهد شد که بعدها اسم این مرد بزرگ را بارها و بارها به عنوان یاری کننده ی جامعه ی شکست خورده موسیقی غربت در سایت ها ، وبلاگ ها ، رسانه ها و ویدئوها با احترام خاصی خواهیم دید و شنید .
عزیزان تا بزرگی دست کودکی را نگیرد حتی به قیمت متحمل شدن زحمت نشستن او بر روی زمین ، آن کودک هرگز و هرگز نمی تواند برخیزد، حرکت کند و استوار بماند .
دوستان روشن فکر و نابغه ی ما در ایران ابی و کار او را اینگونه تعریف می کنند :
چون ابی ابی است حق ندارد از کنج خانه ی خود بیرون بیاید یا با احدی هم کلام شود !
او مجاز نیست از پشت پنجره شاهد ویرانی آبادی و گسستگی مردم باشد چرا که او ابی است !
حتی ابی حق ندارد به صورت دیگری لبخند بزند !
امروز که قله ی موسیقی نوین ایران ابی نازنین بوده و در کنارش نامی چون داریوش نیز وجود دارد ، رسمی ترین و بهترین گزینه برای درمان و یاری رساندن به پیکر بیمار موسیقی غربت نشین ، بدون هیچ شک و تردیدی این دو هستند ،
دوستان آیندگان از ما خواهند پرسید که آیا ابی به یاری پیکر بیمار موسیقی غربت نشتافت و شما جواب خواهید داد ابی مجاز بود در کنج خانه اش فقط و فقط برای ما بخواند، آیا این حرف قابل دفاع است ،
جالب است ابی نازنین هیچ غروری ندارد اما شما به ایشان بارها و بارها نسبت به شخصیت هنری او مغرورتر هستید .
عزیزانی که فریاد وای بر من و بدبختی سر می دهند، بهتر است بدانند از بابت ابی و افکار حرفه ای این مرد بزرگ نباید نگران باشند بلکه باید به دلیل طرز تفکر سطحی و کوتاه خودشان غمگین باشند .
این دوستان این سوال را مطرح می کنند که آیا این همان ابی سالهای پیش است و ما جواب می دهیم : آری ابی همان ابی است که بود، ابی 60 سال است که ابی است با همین ویژگی ها. او مهربان و والاست ، او بخشنده و با گذشت است و درک درستی از حال و آینده دارد طوری که من و شما سالها از آن عاجزیم . اتفاقاً همین عجز ما دلیل روشنفکری ما می باشد که بسیار هم خنده دار است !
شما بدانید ابی هیچ تغییری با گذشته نداشته بلکه این شما بوده اید که او را نشناخته اید ، هر کس ابی را می شناسد اورا قبول دارد و نظرش را با اطمینان می پذیرد، او همانگونه که در کنسرت و مصاحبه ها صحبت می کند و راه می رود و نگاه می کند همانگونه نیز زندگی می کند و شناخت ابی راحت ترین کار ممکن است چرا که او همیشه یک رنگ و بی ریا بوده، مانده و خواهد بود .
دوستان اگر بزرگان موسیقی وظایفشان را انجام نمی دهند دلیل نیست که ابی اشتباه می کند بلکه آنها کوتاهی می کنند و این ظلم به موسیقی فراموش شدنی نیست .
ما ابی را عاشقانه و جانانه میستاییم و به این موضوع نیز افتخار میکنیم. کسانی که ابی را رنگ پریده ساکت و گوشه گیر دوست دارند باید بدانند در انتخاب هنرمند خود اشتباه بزرگی کرده اند، نمونه این هنرمندان گوشه گیر و رنگ پریده را میبینید، اینک از های و هویشان و عده های نجات اندیشه و فرهنگ چیزی نمانده جز داستانهای قهرمانی که همگی بوی دروغ و تزویر میدهند و امروز این ناجیان هنری ـ مردمی که به اصطلاح خودشان شام و ناهار آنها غم و غصه ی مردم بود، در کنج خانه هایشان به جای پرداختن به موسیقی و درد مردم و موسیقی غربت نشین، در حال سرمایه گذاری و تشکیل بنگاهای متعدد میباشند!
ابی نازنین چه زیبا و به جا از قول احمد شاملو و سهراب سپهری گفت :
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید نه به قول شاملو هر گاو گند چاله دهانی آتش فشان روشن خشمی بشود بدون هیچ دلیلی ... !!!
واقعا بابت این مطلب زیبای روزبه جان که تنها بخشی از آن بود بسیار ممنون و صد البته بند نیز در پایان، یک چیز را در اضافه و تکمیل حرفهای نوشته های دوست عزیزم میگویم که همکاری و حمایت ابی از جوانان چه در همخوانی و چه ملودی و ویدیو سازی و حتی این ترانه به این شکل، در تاریخ موسیقی پاپ ما بی سابقه و ستودنی بوده هست که ارزشش همینطور که همین الان در بین بسیاری ها مشخص شده هست در آینده نزدیک و دور، دو صد چندان نیز خواهد شد.
با تشکر از تمام دوستان ابی لاورز گل و واقعی.